قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

237

ارشاد الزراعه ( فارسى )

قسم اول - بقاعدهء كه در قديم پيوند مىنموده‌اند و اصطلاح وى آنست كه چون تاك چهار ساله يا پنج ساله شود پيوند بايد در هر شاخى كه بزرگتر از اصل آن باشد از پايان بريده پيوند بر آن كنند تا يك باره شده نخ اصل تاك گردد و چون هرساله تاك را شاخه‌ها ببرند تا بار نيكو دهد اگر با شاخه‌هاى بالا پيوند كنند بيشك بوقت بريدن آن را ببايد بريد و الا بر نيك ندهد و بر اصل نباشد و در سالى كه سرد باشد سرما نخ تاك را ضايع كند چنانچه خشك گردد و چون چنين باشد پيوند باطل شده باشد لاجرم در ساق آن پيوند كردن بهتر باشد و مع هذا اگر تاك را يك وجب از خاك بيرون آورده چون سبز شود پيوند بر آن كنند مناسب باشد به جهت آنكه چون كهنه گردد و از بر باز ماند تاك آن را از روى خاك پيوند تا نوچه بيرون آورد و پيوند باطل شود . و اگر كسى خواهد كه انگور دانه‌دار بيدانه گردد نوچه تاك را شكافته مغزى كه در ميانه آنست بيرون آورده باز نخ تاك را بريسمان به‌بندد برهم چسبد چون انگور بدهد بيدانه باشد و نوع ديگر چنان تواند بود كه از آن قلم كه خواهند كاشت نصف از زبرش به دو بشكافند و مغزى كه در ميان آب‌خوران باشد بيرون آورند آنگاه آن شاخ را برهم پيچند و بن آن قلم را در قوچه گذاشته خاك ريزند چون بار آورد بيدانه باشد . جالينوس حكيم گويد كه اگر خواهند كه انگور بيدانه شود تاك را شق كنند آن‌قدر كه در زمين خواهد بود چنان‌كه چشمهاى آن به حال خود بماند و آن مغز كه در جوف آن بود بيرون آورند چنانچه اصل چوب تاك خراشيده نشود پس آن تاك شق كرده را بر روى هم نهند و از نخ آن را محكم بندند و بسرگين تازه گاو آلوده كنند و بكارند ، انگور اين تاك را دانه نمىشود و اگر پياز عنصل بكوبند و اين تاك را به آن آلوده كنند ، عوض سرگين گاو و شق آن زودتر برهم چسبد و بعضى اول بر شق اين تاك قدرى رب عنب كه تيره باشد ريزند و بعد از آن آن را بنوخ بندند و بعد از آنكه آن را بكارند در هر هشت روز قدرى رب عنب يا عصير به آب مخلوط سازند در بيخ آن تاك ريزند تا آن وقت كه سبز بشود .